الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
50
الغدير ( فارسى )
بدين شعرش بنگريد : - اى خوانندهء قرآن كه راز متشابهات را از محكمات بازمىشناسى ! - آيا خدمت كعبه ، از راهنمايى زائران و آب دادن حاجيان ، با ايمان على برابر است ؟ - يا او را همرتبهء « تيم » و « عدى » شناختهاى ، اصولا هيچگاه مانند آن دو بوده است ؟ - به جان همان على كه دوستى او بر من فرض و قطعى است ، نه ! نزد من دانشمندان و بىخردان برابر نيستند . اين دو بيت شنيدنى هم از اوست : - آن على كه امروز شهر علم را در است ، به رستاخيز ، فرمانرواى بهشت و دوزخ است . - از اينرو ، دشمن او بدبخت جهانيان در آتش عذاب است و دوستش سرفراز روز حساب . و نيز او راست : - سالار مردم كسى بود كه پيامبر اكرم در حق او گواهى داد ؛ گفتند : كيست كه جانش با جان شما برابر است و دشمنان دين را سركوب خواهد كرد ؟ فرمود : آن كه كفش مرا پينه مىزند و او على بود . - پيامبر به دانش و داورى او گواهى داد ، و دلاورى و شهامتش نيز مشهود فرشتگان گشت . و دربارهء صديقهء زهرا عليها السّلام چه نيكو سروده است : - آنجا كه بتول عذرا در صف محشر بگذرد ، سروشى برآيد كه چشمها را فروگيريد . - همه ، چشمها فروگرفته بر زمين دوزند و سيهكاران سرانگشت ندامت به دهان گيرند . - آن روز است كه دشمنان رو سياه گردند و اهل حق رو سپيد . همو امام صادق عليه السّلام را چنين ثنا گفته است : - اوست چكيدهء نسل پيشوايان كه با كرامت و بزرگوارى ، راه جدّشان رسول خدا را پيش گرفتند . - اگر مشكلى پيش آيد كه از حل آن درمانيم ، سرّ آن را با دليل و برهان ارائه دهند .